eyes_by_subas_khan_2.jpg حیوانات مرجانی _ اجداد مشترک انسان و نرم تنان سفالوپود _ هنوز فاقد چشم هستند . اما ساختمان چشمان بعضی از این جانوران از قبیل آختاپوط شباهت فراوانی به ساختمان چشم انسان دارد . همین امر باعث بوجود آمدن این فرضیه شده که ارگانیسم بدن موجودات زنده ای که در سایر کرات زندگی می کنند به انسان شباهت دارد . چشم چپ کالمار که یکی از اجداد آختاپوط محسوب می شود چهار مرتبه بزرگتر از چشم راست او بود. این جانور دریایی محتملأ از چشم چپش در اعماق دریا استفاده می کرد . و چشم راستش را نیز هنگامیکه به سطح آب می آمد مورد استفاده قرار می داد .
اشخاصی که دید چشمشان متساوی باشد بسیار کم یابند . هر کس معمولأ یکی از چشمانش بهتر از دیگری می بیند . برای امتحان این امر کافی است که یکی از چشمانتان را ببندید و با دستتان نگه دارید و با چشم دیگر جایی را تماشا کنید . سپس همین عمل را با چشم دیگر انجام دهید . در هر جا که منظره در برابر چشمتان بدون تغییر باقی ماند به صحت و قدرت دید چشمتان پی خواهید برد .

وقتی که با چشم قویترمان از پشت میکروسکوپ نگاه می کنیم دیگر نیازی به بستن چشم دیگرمان نیست . ضمنأ بهتر این است که با چشم چپ از پشت عدسی بکار بپردازیم . زیرا به این ترتیب با چشم راست خواهیم توانست نامه ای را بخوانیم و یا طرحی را مشاهده کنیم و به این جهت است که چشم راست کسانی که در آزمایشگاه کار می کنند قوی تر از چشم چپشان است .

چگونه باید تابلوهای نقاشی را تماشا کرد ؟
می دانیم که اگر تابلوی نقاشی را تماشا کنیم آنهارا برجسته می بینیم و حتی هنگامی که با یک چشم به آنها نگاه بنگریم احساس عمق بیشتر به ما دست می دهد . فرانسیس بیکن فیلسوف قرن شانزدهم انگلیس در این باره چنین اظهار عقیده کرد : ما با یک چشم بهتر از دوچشم می توانیم اشیا را ببینیم . زیرا گوهرهای حیاتی که در یک نقطه متمرکز شده اند با قدرت بیشتری به عمل می پردازند .

در سال ۱۸۷۱ یکی از روانشناسان انگلیسی به نام کارپنتر از لحاظ علمی این نکته را مورد بحث قرار داد و در این باره چنین نوشت : ” هنگامیکه ما یک تابلوی نقاشی را از فاصله معین و معمولی نگاه می کنیم چنیم می پنداریم که سطح آن تابلو هموار و صاف است ؛ اما اگر آن تابلو را با یک چشم بنگریم ، ذهن و روح ما به آسانی تحت تأپیر مناظر ، نور و سایه ها قرار خواهند گرفت . نگاه کردن تابلو ها به طریق تک چشمی نه تنها به ما امکان خواهد داد تا آنها را به طور برجسته مشاهده کنیم بلکه تابلوها زنده تر و واقعی تر در نظر ما جلوه خواهند کرد .

یکی از ناراحتی عکاسان در نشان دادن سطح آب است . زیرا سطح آب در تصویر کدر و بی روح و همچون موم سفید رنگی به نظر می رسد . در حالیکه اگر این سطح را با یک چشم تماشا کنیم آن را به نحو شگفت انگیزی عمیق و شفاف خواهیم دید . این نکته در مورد اشیائی چون عاج و برنز که نور از خود ساطع می کنند صدق می نماید ”
هنگامی این نکته را بهتر متوجه می شویم که به خاطر بیاوریم پرتو تصویر عکس که بر نقاط همانند شبکیه میفتد احساس عمق به وجود نمیاورد . هنگامی که این احساس ظاهر خواهد شد که به طریقه یک چشمی بر تصویر بنگریم . ( البته سایه روشن و نور را باید درنظر داشت )

مسافتی که ما را از تابلو یا عکس جدا می کند آن نیز نقش مهمی ایفا می نماید . اگر عکسی را تماشا می کنیم باید آن را در همان فاصله ایکه دوبین در حین عکس برداری با آن قرار داشته نگاه کنیم .
اگر به تصاویرو تابلوها و نقشه ها از میان یک لوله مقوایی نگاه کنیم به این ترتیب زمینه هموار دیوار و میزی که تابلو بر آن آویزان شده یا قرار گرفته اند اهمیت خود را ازدست خواهند داد و از مقابل چشم محو خواهند شد !

منبع : کتاب روانشناسی

گردآورنده : مریم نعماوی زاده از life.etime.ir

جهت تهیه  ” محصولات غذایی گیاهی گوویندا “  اینجا را کلیک کنید

untitled-112_0.jpg